Tuesday, November 15, 2005

خواهر حشری

سلام
خواهر حشري من
سلام : اسم من مهدي است . من الان 18 سالمه داستاني كه مي خام براتون بگم ماله 2 سال پيشه يعني زماني كه من 16 ساله بودم . اون موقع خواهرم مهسا 13 سالش بود . دوم راهنمايي بود .و منم دوم دبيرستان بودم . . مامانم و بابام هر دو سر كار مي رفتند . ساعت 7 صبح ميرفتند تا 5 بعد از ظهر . . يه روز كه قرار بود خواهرم بعد از مدرسه با دوستش بره بيرون من وقتي ديدم خونه خاليه به دوست دخترم كه همسايمون بود و اسمش الهام بود زنگ زدم و گفتم بيا خونمون اونم اومد . ما با هم سكس هم مي كرديم البته بيشتر جنبه مالوندن داشت و سكس واقعي نبود . خلاصه من و الهام لخت شده بوديم و تو بغل هم بوديم من با كس اون بازي مي كردم اونم با كير من . يه دفعه ديدم صداي در اومد توجه نكردم چون قرار نبود كسي بياد همينطور كه تو بغل هم بوديم يه دفعه نگام افتاد به يه طرف ديدم خواهرم داره نگاه مي كنه سريع دويديم لباسامونو پوشيديم . خواهرمم هي به ما فحش مي داد . بيچاره الهام داشت گريه مي كرد خواهرم مي گفت به باباتون ميگم پدرتونو در بياره كثافت ها . من الهامو فرستادم گفتم تو برو من درستش ميكنم . اومدم پيش خواهرم گفت چه غلطي مي كردين كثافت آشغال گفتم هيچي . گفت شب كه به بابا گفتم آبروتونو بردم اون موقع ميفهميد. من خيلي ميترسيدم چون مهسا قبلا هم مسايل ديگه ايي رو به مامان يا بابام گفته بود . گفتم مهسا يه وقت چيزي به كسي نگي ها بيچاره مي شيم . يه ذره فكر كرد گفت يه شرط داره گفتم هر چي باشه قبوله گفت بايد واسه من يه دوست پسر پيدا كني . گفتم اين چه حرفيه تو ميزني تو هنوز بچه ايي . ( البته خواهرم هيكل خوبي داشت و به دبيرستاني ها مي خورد ) گفت من نميدونم اگه اين كارو نكني به بابا مي گم همه دوستام دوست پسر دارن خوب منم مي خام ديگه گفتم باشه ولي منم هر وقت بخام دوستم الهامو ميارم خونه گفت باشه . خلاصه يه مدت گذ شت و من چند تا از پسرا رو به خواهرم نشون دادم ولي اون خوشش نيومد . از قضا يه خانواده ايي تازه اومده بودن آپارتمان ما كه يه پسر داشت كه يه سال از من كوچكتر بود و اسمش پويا بود .به خواهرم گفتم گفت خوبه و قرار شد اونو واسه خواهرم جور كنم . بعد از اينكه رابطه دوستي با پويا بر قرار كردم يه روز بهش گفتم پويا تو دوست دختر داري گفت نه گفتم مي خاي يه دونه داشته باشي گفت آره از خدامه گفتم مي خاي با خواهر من دوست بشي . اول تعجب كرد دوباره ازش پرسيدم گفت تو ناراحت نمي شي گفتم نه واسه چي گفت خوب آره دوست دارم راستشو بخاي از اون روزي كه اومديم چشمو گرفته . گفتم پس برو خونتون الان صداش مي كنم بياد اون رفت خونشون و منم رفتم خواهرمو صدا زدم كلي خوشحال شد و رفت خونه پويا . البته فقط اون روز بود كه خواهرم رفت خونه پويا و بقيه روزها پويا مي اومد خونه ما چون مادرش همش خونه بود .رفت و آمدهاي پويا به خونه ما هر روز داشت بيشتر ميشد طوري كه اوايل وقتي من نبودم قرار مي زاشتن ولي بعد از مدتي در حضور من با هم مي رفتن تو اتاق و حال مي كردن . . وضعيت خواهرم خيلي خراب شده بود يادمه يه بار كه با پويا تو اتاق بودن اومد و از من يه فيلم سوپر خواست منم بهش دادم و گفتم مهسا مواظب باش پردت .... كه گفت نگران نباش خودم با خودكار پارش كردم من كه داشتم شاخ در ميآوردم .البته اين قضايا ماله يه سال بعد بود يعني خواهرم آخراي سمو راهنمايي شده بود . از اون به بعد حتي جلوي پويا هم با من سكس مي كنه يه بار به من گفت تو هم بيا منو بكن كه گفتم نه راستشو بخاين من بيشتر از كس دادن خواهرم لذت ميبردم و سكس اونارو نگاه مي كردمو جق مي زدم . يه بار خواهرم جلوي پويا به من گفت تو چرا منو نمي كني . گفتم من بيشتر دوست دارم ببينم تو كس مي دي گفت جدي ميگي ؟ گفتم آره . بعد به پويا گفتم پويا تو مي توني چند نفرو پيدا كنيد كه با هم جلوي من خواهرمو بكنيد گفت آره . خواهرم گفت يعني سكس گروهي جلوي تو ؟ گفتم آره گفت جووووون چه حالي ميده . خلاصه پويا دو تا از دوستهاي كير كلفتشو پيدا كرد و يه روز خونه ما قرار گذاشت .البته چون مدرسه پويا يه جاي دور بود و دوستاشم از مدرسه اومده بودن مارو نميشناختن و تو محل هم تابلو نميشد . . مهسا كلي آرايش كرده بود و قرار شد لخت منتظر بشينه و منم با لباس كنار اون روي مبل نشسته بودم بعد از يه مدت پويا و دو تا از دوستاش اومدن و مهسا رفت در و باز كرد . يه كي از دوستاش گفت به به چه كسي . يه دست هم به پستونه خواهرم زد و اون يكي هم به كس خواهرم دست كشيد . من كه با همين دو تا صحنه شق كرده بودم رفتم و به اونا سلام دادم . .خلاصه سريع همه لخت شديم و اون سه تا افتادن رو خواهرم و من هم رو يه صندلي شروع كردم به نگاه كردن . همه جوره خواهرمو جر دادن .و از همه با حال ترش موقعي بود كه يكي كرده بود تو كسش و يكي تو كونش و يكي هم تو دهنش . من كه احساس كردم الان آبشون مي ياد گفتم بچه ها آبتونو نريزيد بيرون مي خام اونو بريزيد رو صورت خواهرم . هر چهار نفرمون وايساديم روبروي صورت خواهرم و جق زديم و آب كيرمون با سرعت مي پاشيد تو دهن و صورت خواهر جونم .
نظر يادتون نره . منتظر باشيد تا از كس دادن هاي مامانمم بگم

20 Comments:

At 5:33 AM, Anonymous hasan said...

به به چه خانواده خار کسته مادر جنده ای. تبریک بهت میگم ای جاکش بزرگ

 
At 7:35 AM, Anonymous Anonymous said...

هدفت از نوشتن این مزخرفات چیه؟

 
At 7:33 AM, Anonymous ye aghel said...

يعني به نظرت كسي هم اين اراجيفو باور ميكنه؟؟؟
بهتره منظورتو از اين مزخرفات واضح بگي تا خواننده ها هم بدونن!!!

 
At 6:22 AM, Anonymous Anonymous said...

vaghean hamm vase khodet ham vase khahare avazit moteasefam kalashe bigheirat

 
At 6:35 PM, Anonymous Anonymous said...

faghat sokoot konim va fekr konin ke kojae karo eshtebah kardim ke hamchin chizi ro khandim.

 
At 2:23 AM, Anonymous Anonymous said...

fuck you and your sister...
آحه این اراجیف چیه می بافین؟


به دليل سنت سي ساله تظاهرات حكومتي در ميدان آزادي ، نمي توان راه مردم را در مسير رفتن به ميدان آزادي بست يا به بخاطر حركتشان به سمت ميدان به آنها حمله كرد. كافيست سبزها پيش از رسيدن به ميدان و در خيابانهاي اطراف شعار ندهند و آرام به سمت ...ميدان حركت كنند. وقتي در مقاياس بزرگ در ميدان جمع شدند، يا حتي در لحظه شروع سخنراني رئيس دولت كودتا، مي توان اعتراض را آغاز كرد. در اين فضا با توجه به حضور تشريفاتي نمايندگان سفارتخانه ها و خبرنگاران رسانه هاي خارجي كه نمي توان آنها را از حضور در جشن سالگرد انقلاب منع كرد، اعمال خشونت عريان جهت سركوب سبزهاي معترض بيش از پيش سخت خواهد بود
رسانه شمائید، رسانه شمائید

 
At 10:47 PM, Anonymous Anonymous said...

چاغال حالا اگه تونستی یه بارم جلو خواهرت به من کون بده خیلی حال میده بهش . پاداش اخروی و دنیوی دارد.

 
At 12:25 AM, Anonymous Anonymous said...

اگه همچین کاری رو کردی واقعا سرت رو بزار بمیر

 
At 5:56 PM, Anonymous aaa said...

kos khol ba inke khahare man nabud vali delam mikhast to ba refighet poya va refighasho ba ham bega bedam. kos khole khar.(har chand ke ina hamash arajif bod)

 
At 3:49 AM, Anonymous Anonymous said...

اینا همش مزخرفاته و هیچ کدوم واقعی نیست و همش برای سرگرم کردن افراده ولی اگه در موارد نادری واقعیت داشته باشه باید گفت که هم اون پسرها هم خواهرهاشو و هم بقیه خوانوادشون که در ابن کارها دست دارن بدون هیچ مثال و مانندی یک سگ وحشی واقعی هستند شاید هم توسط رابطه حیوانی مادر و خواهرشان با سگها ، یک سگ زاده باشند...بای

 
At 3:50 AM, Anonymous Anonymous said...

اینا همش مزخرفاته و هیچ کدوم واقعی نیست و همش برای سرگرم کردن افراده ولی اگه در موارد نادری واقعیت داشته باشه باید گفت که هم اون پسرها هم خواهرهاشو و هم بقیه خوانوادشون که در ابن کارها دست دارن بدون هیچ مثال و مانندی یک سگ وحشی واقعی هستند شاید هم توسط رابطه حیوانی مادر و خواهرشان با سگها ، یک سگ زاده باشند...بای

 
At 8:31 PM, Anonymous Anonymous said...

از نظر من این داستان ها هاماش ردروغ بوده و این مردم ها در بدل پول که از امریکایی ها میگیرن نوشته میکنن و نام ایران را که یک کشور اسلامی است بد نام میکنن من لعنت به این مردم که خود را به امریکا فروختن خودم افغانی هستم خوشا بحال ما که این طوری کار در افغانستان نمیشه و افغانی ها هم ایقت بیغیرت نیستن که این رقم داستان ها را نوشته کگنن زنده باد افغانستان بای اظهار نظر ار لکسس پنجشیری Laxix.khaled@yahoo.com +93772053225

 
At 11:59 PM, Anonymous ghoroob said...

vaghean khodaro shokr ke man tooo hamchi khoonevadei nistam....cheghad bicharein shomahaaaaa zendegiye kasif ke sex harfe avvalo akhareshe

 
At 8:11 AM, Anonymous arash said...

آفرین به این خانواده عالی منم میخوام


ایمیلمو بده به خواهرت

ایمیلم :

arash.hamilton@yahoo.com

 
At 1:02 PM, Anonymous Anonymous said...

خیلی نابغه اید همتون با این کامنتاتون

 
At 4:38 AM, Anonymous سا سا said...

شما خوانندگان محترم اگه بدتون مياد پس چرا ديگه سراغ همچين سايتي ميايد؟ نگين كه اتفاقي چشمتون خورد و تا آخرم خوندين و آخرشم چندشتون شد!!! جون خودتون.... كس كشهاي دو رو...

 
At 10:09 PM, Blogger فريبا شهوتي said...

منم عاشق سكس فاميلي هستم منم دلم ميخواد كس دخترخواهرمو بزارم دلم ميخواد كس زن داداشمو بزارم كس خالمو بزارم و كس خيلي هاي ديگه رو اگه خواستي بامن تماس بگير
faribashahvati@gmail.com

 
At 5:09 AM, Anonymous Anonymous said...

قابل توجه اون اقای افغانی.درسته اینها همش مزخرفاته و همه از این مزخرفات متنفرن.ولی به اعتقاد من شما افغانی نیستی.بسیجی هستی.من اینجا میام که فقط کمنت ها رو بخونم نه داستان ها رو.و متوجه شدم شما از این داستانها استفاده ابزاری میکنید.تو داستان های دیگه هم دیدم

 
At 11:44 PM, Anonymous Anonymous said...

حالاکه اینجوریه مال منم روش!

 
At 5:20 PM, Anonymous Anonymous said...

من اصلا باورم نمیشه این چه وضعیه آخه دوستان من از همتون خواهش میکنم که تسیلم هوس هاتون نشید دنیا خیلی گوه ارزشش رو نداره باور کنید این دنید ارزش از بین بردن آخرت رو نداره متآسفم واسه ی نویسنده :-(

 

Post a Comment

<< Home